مرتضى راوندى
628
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هم از اين قماش و بسى و بسيارى ديگر كه بازگويش به نوعى تكرار مىانجامد . اما روش گدايى اين دو زن به نظر من نوترين ، حساب شدهترين و درعينحال سادگى ، شگفتانگيزترين شكل آنست . شكلى كه از نوع خاصى نجابت و نيز خلاقيت برخوردار است . اين دو زن آذرى از دست جوانها پول نمىگيرند . اصلا و ابدا . مىگويند « برو خودت خرج كن » فقط از مردانى پول مىگيرند كه ريش و سرشان از موهاى جو گندمى سفيد رنگ شده باشد . يعنى از چهل سالگان به بالا . اين بدان معناست كه حتى تصور توهين ناموسى نسبت به خود را ندارند . نشستهاند و حساب كردهاند كه هرگاه دستشان را به سوى دست جوانى يا جوانانى دراز كنند ، اين احتمال هست كه پندارى در مغز حريف يا حريفان پديد آيد به توقع . پس جستهاند كه با روش مستمندى خويش راه هرگونه پندار ناروا را حتى ، نسبت به خود ببندند . شنيدنش مرا لرزاند . اين فقط در چنين موقعيتى و از چنين كسانى ساخته و شدنى بود . از اين نگاه و نظاره مىتوان كمى پى برد به روحيات گوناگون مردم ما كه هر تيرهاش از فرهنگى ديگر برخوردارند . عكس اين روحيه را در نواحى ديگر مىتوان سراغ كرد . در جايى كه مىتوانى مردى را ببينى كه دم خيمهاى نشسته و نعلينهاى زنى را جفت كرده و كنارش گذاشته و به عابرين نشانهء ندا مىدهد ، كه مىتوان به درون خيمه بخزى ! . . . در ميان عشاير و ايلات چهبسا كه بر سر زنى خونها بر خاك ريخته شده و مىشود . در روستاهايى به شگفتى ديده شده كه زنانش تن به عريانى سپردهاند ، در چشم مردان همسايه . نمونهاش را در ناحيهاى از شرق به روايت شنيدهام . نيز در ناحيهاى از غرب . باز هم ، در مىيابيم كه براى شناخت خوى و خصال مردم اين مرزوبوم عمرهاى بيدريغى مىبايد صرف شود و اين خويشكارى سنگين و دراز مدت جز با حوصله و صبورى و بردبارى و تيزبينى ، جز با كوشش مداوم بىچشمداشت ، به دست و انديشهء پويندگان شدنى نخواهد شد . . . » « 1 » هوشنگ گلشيرى « شازده احتجاب : شازده احتجاب توى همان صندلى راحتىاش فرورفته بود و پيشانى داغش را روى دو ستون دستش گذاشته بود و سرفه مىكرد .
--> ( 1 ) . محمود دولتآبادى ، ديدار بلوچ ، كارنامهء سپنج ، مجموعه آثار از ص 444 تا 448 .